أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 17

ظفرنامه ( فارسى )

عادل از بزرجمهر حكيم . « نوشروان عادل ، بزرجمهر حكيم را گفت : يا حكيم بايد كه ما را خبر دهى و آگاه كنى از مسأله‌هايى كه ما را مشكل افتاده است و جواب دهى به نيكوترين وجهى تا ما را معلوم گردد و شك از دل ما برخيزد . بزرجمهر گفت ايها الملك بپرس از آنچ تو را مشكل است » . « 1 » و اين روايت ، قديم‌ترين و طبيعىترين روايت‌ها در نسخه‌هاى موجود است و با آن چه در « پندنامك و زرگ ميتر » كه « به فرمان خسرو شاهنشاه ايران » « 2 » نوشته شده و نظم ترجمه گونهء آن در شاهنامهء فردوسى ( هر چند ظفرنامه و پندنامك با هم بستگى ندارند ) آمده نيز بيشتر موافقت دارد . « 3 » در تاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى آن جا كه مؤلف متن و رسالهء منظور را آورده ، آمده است : « بزرجمهر وزير نوشروان عادل بود و مردى نژاد [ ظ . نژاده ] از سخنان

--> ( 1 ) . رش : خردنامه ، چاپ نگارنده ، ص 18 . ( 2 ) . رش : مجلهء مهر ، سال اول ، ش 10 ، ص 789 . ( 3 ) . روشن است كه غرض نگارنده از ذكر « قديمىترين و طبيعىترين روايت‌ها » به هيچ وجه بيان اصالت و حكم به صحت روايت منظور نيست ، چه اساسا قول انتساب مجموعهء اندرزهاى معروف به ظفرنامه را به بزرگمهر استوار نمىداند . غرض ملاحظهء اين امر است كه هر چند اين روايت از حيث تاريخى صحيح نمىنمايد ، از حيث منطقى نسبت به روايت‌هاى ديگر بيشتر در خور قبول است .